تبليغاتX
تا نقطه ها خط شوند
تا نقطه ها خط شوند
WITH OUT SAYING A WORD YOU CAN LIGHT UP THE DARK
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 توسط مصطفی

 

  

 

 

می فهمی چی می گم  ، وایسا می خوام پیاده شم

اِ .... ای بابا .... مگه کری ؟ میگم بهت وایسا من می خوام پیاده شم ها

احمق بی  شعور ..... وایسااااااااااااااااااااااااااااا    !

فکر کنم کر شدی از بس  همه  سرت  داد زدن ... آره دیگه منم اگه لجباز بودم و همه سرم داد میزدن کر میشدم ...شایدم عادت هم عادت کردی بهش دیگه

 

همه جا منو می چرخونی

می چرخونی و می چرخی ... فقط کاش می فهمیدم آخرش می خوای به کجا برسی

این همه به این در و در زدن آخرش چی ؟؟؟؟  هان ؟؟؟

 

بی کار بودی بهت گفتن این همه آدم رو بگذاری سر کار .... احتمالا می خواستن دپرس نشی از بی کاری نه ؟؟؟

.... واسه چی سرتو تکون می دی ؟

مگه نشنیدی که دارم داد میزنم سرت ؟ احمق جون ، وایسا دیگه ....

یه ساله دیگم تموم شد رفت پی کارش

سالی از مهر و صمیمیت پر.....

سالی از عشق آکنده.....

راستی تو ساله 85 چند بار شد این طوری اعتراض کردین؟  به راننده گفتی که میخوای پیاده شی ولی اون فقط میره و میره ، می چرخه و می چرخونه و اصلا واسش مهم نیسن که واسش گریه و زاری بکنی که بزاره پیاده شی

....ولی بعضی وقت ها از بودنت تو این ماشین قراضه لذت می بری می خوای روزها شب نشن و همیشه و همواره تو ماشین نشسته باشی ازش لذت ببری

 

از شیشه به بیرون نیگاه کن  بهار اومده ها ! درخت ها سبز شدن دوباره

آره ارز بس وقتمون صرف کارای این ماشینه و کل کل کردن با رانندش می گذره یادمون می ره که پنجره هم داره این ماشینه

میشه از تو پنجرش همه ی زیبایی های عالم رو یه جا دید ولی بازم ازش غافل می شیم ............

 

 

واسم دعا کنین بچه ها

فعلا

راستی یادمان باشد بهترین گنج زمان است چه در حال و چه در آینده

درباره وبلاگ

به قول یکی "من یکی هستم مثل دیگران و اصلا شبیه شما نیستم"
شاید هم برعکس
هیچکی درست نمیدونه
مهم اینه که هستم
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه




قالب وبلاگ